بیوگرافی

میرزا علی معجز شبستری شاعر و روشنفکر آذربایجانی


میرزا علی معجز شبستری، فرزند حاجی آقا، از تاجران بزرگ شبستر و پدر بزرگش حاجی میرزا بابا حاکم شبستر بود. شاعر و روشنفکر آذربایجانی در عصر مشروطه در سال ۱۲۵۲ هجری شمسی در شبستر که در آن زمان قصبه ای کوچک بود تولد یافت.
میرزا علی در استانبول فرصت تعلم و مطالعه بدست آورده و ضمن کمک روزانه به برادران خود به مطالعه در تاریخ و ادبیات می پردازد. علی را عشق وطن و درد غربت آزار می داد . به همین جهت بعد از حدود سیزده سال واندی زندگی در غربت استانبول به شبستر باز می گردد.
میرزا علی معجز شبستری از پیشگامان احیای حقوق مدنی زنان است. او در اشعار خود تساوی حقوق اجتماعی و قانونی زنان را خواستار است. و در اشعار خود بنا به موانعی که در جامعه آن روز برای ذکر نام زنان وجود داشته همسر خود خانم تکذبان را تمثیلی از زن آذربایجانی به حساب آورده و شعر گفته است.
ترجمه: اگر نادانی تکذبان از بین نرود، فرزندش تمایلی به پیشرفت نخواهد داشت.
(۱) غلام محمدلی ششگلانی (۱۹۸۲م) در تاریخ ۱۳۲۴ ش در شهر باکو با مقدمه ای . زندگی معجز شبستری که بعدها اساس همه ی زندگی نامه های معجز قرار گرفت.
(۲) میرزا علی معجز (شعر) لر) غلام محمد ،لی ،باکو آذر ،نشر با خط کریل ۲۵۰ ص ۱۹۴۸م/ ۱۳۲۷ش
(۳) میرزا علی معجز شعر لر) غلام محمد ،لی باکو اوشاق گنج با خط کریل، ۱۹ص ، ۱۹۴۹م / ۱۳۲۸ش
(۴) مرحوم میرزا علی معجزین سنچیلمیش اثر لری حسین بریانی شبستری، تهران نشریات بریانی، ۷۸ ص ، ۱۳۳۲ش
(۵) میرزا علی معجزین سنچیلمیش شعر لری غلام محمد ،لی، باکو، آذربایجان دولت نشریاتی ۳۵۸ ص ۱۹۵۴م/۱۳۳۳ش
(۶) میرزا على معجز شعر لر) غلام محمد لی ،باکو اوشاق گنج نشر، با خط کریل ۶۳ ص ۱۹۵۵م / ۱۳۳۴ش
(۷)میرزا علی معجز شعر لر) پاول ،پانچینگو باکو آذربایجان دولت نشریاتی، به زبان روسی، ۱۱۸ص، ۱۹۵۶م/۱۳۳۵ش
(۸)میرزا علی معجز، لطیفه عُمَر اووا (ترجمه ی پایان نامه باکو آذربایجان دولت نشریاتی به خط ،کریل ،۸۴ص، ۱۹۵۸م /۱۳۳۷ش
(۹) میرزا على معجز اثر (لری) غلام محمد لی ،باکو یازیچی نشریاتی، با حروف کریل، ۳۵۰ص، ۱۹۸۲م /۱۳۶۱ش
(۱۰) میرزا على معجز ،شبستری به زبان آلمانی در آلمان ۱۳۷۷ش
(۱۱) میرزا على معجز ،شبستری ثاقبه عسگر اووا پایان) ،نامه) باکو، حروف لاتین ۱۸۲ ص ۲۰۰۲م /۱۳۸۱ش
(۱۲) MODERN AZERILITERATURE، هادی سلطان القرائی، آمریکا ۱۶۸ میرزا على معجز ۲۰۰۳م/ ۱۳۸۲ش
۱۳) مؤعجوز دیوانی شبسترلی علی معجز، باکی حسین علیزاده، باکو، گونش نشریاتی، ج ۱ و ۲ ، ۴۰۰ ص ، ۲۰۰۶م/۱۳۸۵ش
(۱۴) میرزا علی معجزین سنچیلمیش ،اثرلری اوراسیا ،نشریاتی، باکو، ۲۰۰۶م/۱۳۸۵ش (۱۵) میرزا علی معجز شعرلر با الفبای عربی)، حاجی مصطفی مایل اوغلو، باکو، اوسکار نشریاتی، ۲۳۲ ص با هزینه ی علی پولاد، ۲۰۰۷م/ ۱۳۸۶ش
(۱۶) میرزا علی معجز شعرلری با حروف لاتین)، حاجی مصطفی مایل اوغلو، باکو، اوسکار نشریاتی ، ۲۸۲ ص با هزینه ی علی پولاد، ۲۰۰۷م/ ۱۳۸۶ه.ش
(۱۷) میرزا علی معجز بیبلوگرافیا (کتاب شناسی باکو نورلان، فرمان خلیلوف ۲۰۰۷م/۱۳۸۶ش
(۱۸) میرزا على معجزین ال باز مالاری فرمان خلیلوف، باکو نورلان ، ۲۵۷ ص ، ۲۰۰۸م/۱۳۸۷ش
(۱۹) جنوبی آذربایجان شاعری میرزا علی ،معجز فرمان ،خلیلوف، باکو، علم و تحصیل باکو، ۴۲۰ ص، ۲۰۱۰م/۱۳۸۹ق
(۲۰) میرزا علی معجزین اثر لری دکتر محمد تقی زهتابی بی جا)، ج۱، ۵۵۴ ص ۱۳۸۹ش
(۲۱) میرزا علی معجزین اثر لری دکتر محمد تقی زهتابی (بی جا)، ج۲، ۶۱۳ ص ۱۳۸۹ش
متولد
میرزا علی در مکتب خانه خواندن و نوشتن را آموخت. در سن شانزده سالگی (۶۸-۱۲۶۷ هجری شمسی) پدرش فوت شد . بعد از فوت پدر برادانش که در استانبول به تجارت مشغول بودند، میرزا علی جوان را به استانبول بردند.
و از آنجائیکه از مریدان عارف مشهور ایران شیخ محود شبستری بوده ، بیشتر اوقات خود را بر سر مزار او حاضر می شده و در خلوت انس با مراد خود به نوشتن شعر می پرداخت. علی به شدت با واپسگرایی و تحجر حاکم بر اجتماع زمان خود به مبارزه پرداخت. و در این راه بدون واهمه از بیان حقایق کوتاهی نکرد.
اشعار این شاعر نیز همه مربوط به نکوهش و هجو و انتقاد از اوضاع اجتماعی دوران حیاتش است. دورانی تاریک و سیاه که ره آورد حاکمیت سلسله قاجار بر ایران بود. او در اشعار خود به خرافات و نادانی و تحریفات و بدعت های ناشایست دینی تاخته و انسان ها را به سوی روشنایی و نور دانش و تمدن برای ترقی دادن کشور فرا میخواند.
از بیان واقعیات باکی بدل راه نمی دهد. و به همین جهت نیز مغضوب متحجرین و دعا نویسان و اشاعه دهندگان خرافات در قالب تفسیر های غلط از احکام دین در شبستر واقع می شود. او در نوحه خوانی از دلاوری های سالار شهیدان و شهدای عاشورا و شجاعت و حقیقت گویی زینب کبری (سلام الله علیها) می گوید.
در آن زمان نفی قمه زنی و معرفی چهره واقعی امام حسین (علیه السلام) و بزرگداشت خاطره عاشورا مطابق با شأن شهدای آن روز خونین کربلاو پرهیز از گزافه گویی و اغراق در مورد فرامین دینی و سرگذشت چهارده معصوم برای اولین بار از زبان معجز شنیده می شود.
معجز در استانبول نیز به زبان ترکی آذربایجانی شعر می سرود و مردم را با اوضاع واحوال و مشکلات پیش روی جامعه ایران آشنا می ساخت. علی بر این باور بود که او نیز مثل میرزا علی اکبر طاهرزاده (متخلص به صابر صاحب مجموعه اشعار هوپ هوپ نامه) در بیداری مردم خود باید بکوشد.
به همین علت در هریک از اشعار خود بیک معضل و مسأله اجتماعی اشاره دارد. در دوره حیات معجز، ایران به حال و روزی افتاده بود که هر ایرانی وقتی به مطالعه تاریخ آن زمان بپردازد متأثر ومغموم می شود. و در این چنین اوضاعی که فقر و فلاکت و جهل کشور را در بر گرفته بود ظهور وحضور شاعری مثل میرزا علی معجز شبستری در عرصه ادبیات آذربایجان، که با از جان گذشتگی در قالب شعر بانگ و فریاد بر بی عدالتی ها و جهالت و بی لیاقتی دستگاه حاکمه زمان خود بر می آورد، برای تاریخ ادبیات آذربایجان افتخاری است بس بزرگ ، وگویای این است که در سرزمین آذربایجان اگرسردارانی مثل ستارخان ها برای استقلال و اقتدار ایران سر برافراشته اند، سربداران ادبیات این خطه نیز برای بیداری ملت از عمرو جان خود مایه گذاشته اند. در این زمان آن متحجرین و حکام مستبد لعن ونفرین مردم را باخود دارند و شاعر فقید، علی معجز شبستری با نیکنامی، از احترام و تحسین ملت آذربایجان برخوردار است.
معجز برای تاسیس یک مدرسه دخترانه با اصول امروزه برای دختران شهر شبستر خیلی تلاش نمود و بالاخره با مساعدت های رئیس فرهنگ وقت تبریز بنام آقای دکتر محسنی عماد السلطنه اولین مدرسه دخترانه را در قصبه شبستر ایجاد نمود.
( تکذین جهلی اولماسا زائل اوغلی اولماز تمدنه مایل )
معجز به این اصل معتقد بود که مادران دانا و فهمیده و باسواد قادر به تربیت صحیح اولاد خود هستند. همانگونه که اشاره شد، میرزاعلی معجز شبستری در اشعار خود به جهالت ونادانی احتکار، کم فروشی، زور گویی، انجام اعمال وقیحانه توسط اربابان و خان ها و کسانی که خود را از بزرگان جامعه میدانند و تحت لوای دین به خلافکاری و ترویج خرافات می پردازند، اشاره ها دارد و همین بر حلاوت و مقبولیت اشعارش می افزاید.
میرزا علی معجز شبستری در بیان سرگذشت خود می نویسد: بعد از بازگشت به وطن به نوحه خوانی مشغول شدم. ولی نوحه خوانی و بیان حقایق در اشعار نوحه برای واپسگرایان خوش نیامد و به من اعلان جنگ نمودند. بیست و شش سال با این ها جنگیدم. طوری شده بود که خیرات میدادند و عروسی می گرفتند و مرا دعوت نمی کردند.
فقط نوشتم و در گوشه و کنار روزگار گذراندم. تا اینکه در سال ۱۳۱۲ هجری شمسی به دلیل اعمال فشار ها شبستر را ترک و به شهرستان شاهرود نزد یکی از اقوامش که گویا باجاناقش بوده می رود و یکسال بعد در سال ۱۳۱۳ هجری شمسی در آن شهر به دیار باقی می شتابد.
گزارش نسخه های چاپی دیوان معجز

منبع اطلاعات : سایت  https://shanjaan.ir

تاریخچه بازدیدهای شما
<